ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

295

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

بهترين نمونهء نقشه‌كشى سريانى است 138 و اوج كمال اين هنر را به نزد آن قوم نشان مىدهد . در همين دوران در نوشته‌هاى سريانى يك اثر جغرافيايى ديگر به وجود آمد كه در نوع خود منحصر به فرد است ، و آن سفرنامهء يكى از تركان اويغور از چين شمالى به عراق و مصر است كه از لحاظ موضوع در همهء نوشته‌هاى عربى آن دوران نظير ندارد . اثر مذكور در سرگذشت جاثليق ماريا باللاهاى سوّم ( 1281 - 1317 ) كه به وسيلهء يك معاصر ناشناس او به قلم آمده به جا مانده است . 139 خلاصهء سفرنامه اين است كه دو تن از راهبان نسطورى از مردم شمال چين - يكى همان راهبى كه بعدها جاثليق ماريا باللاها شد همراه با استادش ربان برصوما - به قصد زيارت بيت المقدس از خانبالق برون شدند و در راه از كاشغر و تركستان چين گذشتند تا به عراق رسيدند و آنجا دانستند كه راه بيت المقدس به سبب اشتعال آتش جنگ بسته است . و چون در آن موقع بازگشت به وطن ميسّر نبود ، ناچار براى هميشه در عراق اقامت گزيدند و خيلى زود يكيشان جاثليق نسطوريان شد و بر صوما نيز اعتماد ارغون ايلخان مغول ( 1284 - 1291 ) را ، كه حامى جوينى بود ، جلب كرد . و چون خان مىخواست روابط خود را با فرمانروايان اروپا استوار كند به سال 1287 بر صوما را به سفارت سوى رم فرستاد و او بر آن از قسطنطنيه تا ايتاليا رفت و در آنجا در آخر ژوئيه 1287 فوران آتشفشان اتنا را بديد ، آنگاه به رم و جنووا و پاريس رفت و از نزديك با دانشگاه اين شهر آشنا شد . آنگاه زمستان را در جنووا گذرانيد ، كه از هواى خوب آن بگرمى ستايش مىكند ، و پيش از آنكه به سال 1288 راه بازگشت را پيش گيرد مدّتى در رم به سر برد . بر صوما به سال 1293 به بغداد در گذشت و محقّقان پنداشتند 140 كه مؤلّفى ناشناس ، سرگذشت ماريا باللاها و گزارش اين سفرها را بر اساس ياد داشتهاى برصوما نوشته است ، زيرا بعضى از مطالب چنان زنده و روشن است كه محتاج مشاهدهء عينى بوده است . البته راهب بيش از هر چيز به مسائل مربوط به عبادت توجّه داشته ولى ، در نتيجهء نكته بينى ، گزارش وى از رونق كار نويسنده‌اى كه از محيطى كاملا مخالف آمده بهره‌ور است . مسلّم است كه مؤلّفات ابن عبرى و سرگذشت ماريا باللاها در محيط نصرانى صرف به وجود آمده است ، و در همانجا رواج گرفته و شهرت يافته ، بىآنكه در تكامل عمومى نوشته‌هاى عربى اثرى داشته باشد ، ولى خوانندهء مؤلّفات عربى ابن عبرى منحصر به محيط نصرانيّت نماند . ديديم كه مصنّفات سريانى او به عربى نيز ترجمه شده بود . سرگذشت ماريا باللاهاى سوّم نيز به نوبهء خود البتّه به صورت مختصر به يك كتاب عربى قرن چهاردهم به نام كتاب المجدّل راه يافت . 141 با توجّه به اين مطالب به زحمت مىتوان گفت كه نوشته‌هاى جغرافيايى در قرن سيزدهم / هفتم ه . دچار انحطاط شده بود . البته راه تازه‌اى گشوده نشد و نمونه‌هاى نو به وجود نيامد ،